
به این ترتیب بچه ها رو سوار مینی بوس مدرسه کردیم و به یک بازدید علمی رفتیم؛



امروزم بچه های گلم همه با دست پر و با ذوق خاصی با خودشون آرد اورده بودن و من هم قبل از رفتن به کلاس با خودم یه پارچ آب و یه ظرف بردم برای تهیه ی خمیر! قرار بر این بود که مراحل پخت نون رو که دیروز من پانتومیمش رو توی کلاس اجرا کرده بودم برای بچه ها ، امروز به صورت نمایش به اجرا بگذاریم. آب و آرد رو قاطی کردیم و خمیر درست شد و بعدشم بقیه ی مراحل رو به بچه ها دونه دونه یادآوری می کردم و بدون اغراق باید بگم که بچه ها خیلی بهتر از من مراحل تهیه ی نان رو بلد بودن، چون اکثرا توی خونه های خودشون از نزدیک شاهد نون پختن بودن.




توی مرحله ی آخر که مرحله ی پخت نون بود ، ما تنور نداشتیم. بنابراین تصمیم گرفتم که با مدیر خوب مدرسه مون هماهنگ کنم و بچه ها رو ببریم به نونوایی محل که از نزدیک مراحل کار رو ببینیم...
بقیه ی گزارش در ادامه ی مطلب...